تبلیغات
پایگاه نور نماز
 
منوی موضوعات

 
دسته بندی: مقالات ، | امتیاز:
 

معنا ، مفهوم وحقیقت نماز

این پژوهش به بحث وبررسی پیرامون معنا ومفهوم نماز می پردازد . آنان كه غواص دریای معرفت و پیرو معصومین – علیهم السلام –اگرچه زاویه‌هایی از نماز را مشاهده كرده‌اند لیكن چون شهودشان شخصی است نتوانستند آن را برای تشنگان بر ساحل نشسته بیان كنند زیرا كه معرفت به نماز، چشیدنی است نه گفتنی ،گرچه گفتن و بیان نیز ممكن است راز و رمزهای آن را به ما نمایانده و جانهای خشكیده ما را به زلال آن آب زندگانی و طراوت بخش روشن كند، لذا در این تحقیق به دنبال آنیم كه در ابتدا مفهوم نماز را در لغت و اصطلاح كه به معنی مختلفی چون اطاعت ، پرسش ، تعظیم و بزرگداشت وسپس حقیقت آن یعنی بپاداشت و اقامه این فریضه شریف را بیان نماییم.روش كار به صورت كتابخانه ای بوده كه بر این مبنا از اسناد ومدارك دینی بهره برده وبه نقل وتوصیف موارد مذكور پرداخته ایم و سعی نموده ایم درحد توان ازمنابع دست اول روایی بهره گیری نماییم و در پایان می توان گفت ، نمازی که از ما مکلفین خواسته شده ،اقامه تمامی جوانب آن می باشد.
واژه كلیدی : نماز ،مفهوم نماز، اقامه

تعاریف ومفاهیم
 

نماز در قرآن بیش از هر عبادتی تكرار شده وهیچ عبادتی در قرآن به اندازه نماز ، ذكرآن به میان نیامده به طوریكه بیش از 102 مرتبه نماز واحكام وآثار گوناگون آن مطرح شده لذا برای آشنایی با مفهوم آن به معرفی این فریضه پرداخته ایم.


1- ریشه واژه نماز
 

ریشه واژه نماز درفارسی از لفظ پهلوی« نماك» گرفته شده وآن هم به نوبه خود از ریشه باستانی«نِم» ؛ به معنی« خم شدن وتعظیم كردن» مأخوذ است كه به تدریج بر معنی« صلاة» یعنی عبادت ویژه مامسلمانان اطلاق گردیده است.(1) بر اساس بعضی از كتب تاریخی، برخی از ایرانیان تازه مسلمان در سالهای حكومت اعراب بر ایرانیان به جای كلمه« صلاة» از كلمه« نماك» استفاده می‌كرده اند. و هنگام فراخواندن مردم به سوی نماز به جای « الصلوة» كلمه« اَلنِّماك» وبه جای« حَیَّ عَلَی الصَّلوةِ» جمله «بشتابید به سوی نماك» را به كار می برده اند.(2)

2- معانی نماز
 

معنی اول: خدمت وخدمتكاری ، اطاعت وفرمانبرداری(3)، سرفرودآوری وتعظیم(4)سر به زمین نهادن ، كرنش وتكریم(5)اظهار طاعت وبندگی(6)لذا واژه های« نماز بردن » ،« در نماز آمدن» ،«به نماز آمدن» و«نماز آوردن» به معنای پرستش كردن ، عاجزی نمودن ،خم شدن به علامت تعظیم وبندگی وبه خاك افتادن به قصد تعظیم در برابر پادشاهی یا بزرگی دیگر به كار رفته است(7) معنی دوم: كلمه "نماز" ؛ به معنی« پرستش وادای طاعت ایزد تعالی(8)» و«عرض نیاز به سوی خدای عالمیان است به طریقی كه در شریعت پیغمبران وارد شده است(9)» كه در این معنی، معادل كلمه« صلوة» می باشد(10)به همین منظور در ادبیات پارسی ، « نماز نیمروز» ، « نماز پیشین» ، « نماز میانین» ، به معنای«نماز ظهر» ،« نماز دگر» ، « نماز دیگر» ، « نماز پسین» ، به معنای « نماز عصر» و« نماز خفتن» به معنای« نماز عشاء» و« نماز بام» ،« نماز بامداد» ، «دوگانه» به جای « نماز صبح» به كار رفته است. لازم به ذكر است كه مردم فارسی زبان ، واژه« نماز بستن» را به جای «تكبیرة الاحرام گفتن» به كار می بردند.(11)معنی سوم: ازآنجا كه شرط نماز ، طهارت است وكلمه نماز ، مفهوم طهارت وپاكیزگی را تداعی می كند ، كلمه« نمازی» كه منسوب به نماز و به معنای« دوستدار نماز» است‌، به معنی« پاك وطاهر» نیز به كار رفته است و«نمازی شدن» كه مصدر مركب است ، به معنای« پاك وطاهر شدن و شسته شدن وغسل داده وپاكیزه شدن» به كار رفته است.همچنین« نمازی كردن» به معنی« پاك كردن ، شستن ، آب كشیدن ، وغسل دادن»
و«نماز كن» به معنای « شستشوكننده» استعمال می شده است(12)

3- ریشه كلمه« صلوة»
 

در اصل كلمه صلوة بین علمای لغت وتفسیر اختلاف است بعضی گفته اند: صلوة از ریشه عبری است ودر زبان عبرانیان« صلوتا» كنیه یهودیان است. برخی ، صلوة را از لفظ عبری« صلوة» مشتق می گیرند ودرمنابع سریانی الفاظی مشابه ومعادل با« اقامه صلوة» به چشم می خورد(13)چنانچه در قرآن كریم«صلوات» به صیغه جمع ؛ به معنی« معابد» به كار رفته است: « وَلَولا دَفعُ اللهِ النّاسَ بَعضَهُم بِبَعضٍ لَهُدِّمَتْ صوامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمساجِدُ یُذْكَرُ فیها اسْمُ اللهِ كَثیراً» « اگر خداوند ،برخی ازمردم را بوسیله برخی دیگر ، دفع نمی كرد ، صومعه های راهبان ، كلیساهای نصارا وكنیسه های یهودومساجدی كه در آنها نام خدا بسیار زیاد می شود ، ویران می شد(14).»برخی از متاخرین ، ریشه آن را آرا می پنداشته اند وبا تحقیقاتی كه اخیراً به عمل آمده ، این احتمال قوت گرفته است كه اصل«صَلوة» سریانی باشد و از آن زبان ، نخست در زبان جنوب عربستان ، معمول گردیده است وشعرا ، آنرا در اشعار به كار برده اند وپس از آن اعراب شمالی ، لفظ« صلوة» را از عربهای جنوبی گرفته اند. در هر حال ، پیش از اسلام این لفظ ، به معانی« پرستشگاه» و« نیایش» به كار رفته است.(15)

4- معانی صلوة
 

در اشتقاق معنوی نام« صلوة» در میان اهل لغت اختلاف نظر وجوددارد : معنای اول: گفته شده صلوة از دعا مشتق شده است(16)وبه معنای تبریك وتمجید می باشد وگفته شده نماز را به خاطر دعاهایی كه در آن وجوددارد« صلوة» نامیده اند.(17) « وَالصلاةُ الَتی هی العبادةِ المَخصوصَهُ اَصلُها الدُّعاء وسُمِّیت هذه العبادةُ بها كَتَسْمِیَةِ الشیءِ بِاسْمِ بَعْضِ ما یَتَضَّمَنُهُ (18)» معنای دوم: گفته شده كه این كلمه از«صلی» كه از« صَلَّیت العود علی النّار» به معنای « چوب یا عصا را به كمك آتش ، نرم و راست كرد(19)». گرفته شده(20)وچون مشتمل بر«كمك خواهی» از خداست به این نام نامیده اند چرا كه انسان با استعانت از خداوند ونماز نرم وانعطاف پذیر می گردد.(21) معنای سوم: امكان دارد كه صلوة از« مصلی»« وصلة » كه به معنای پیوستن است گرفته شده است. (22)زیرا در نماز انسان چه از لحاظ روحی وجسمی به خدا می پیوندد وپل ارتباطی بین خدا وبنده است. معنای چهارم: در برخی از كتب لغت« صلوة» به معنی بزرگداشت وتعظیم نیز آمده است چنانچه لفظ« نم» در كلمه نماز به همین معنی است(23) معنای پنجم: در جایی نیز صلوة به معنای« زیارت» آمده است. چنانچه از امیر المومنین - علیه السلام - درتفسیر« قد قامت الصلوة» آمده است كه حضرت - علیه السلام - فرمود:« یعنی وقت زیارت ودیدار رسید»(24) معانی ششم: صلوة به معنای رحمت می باشد (25)چنانچه خداوند در سوره احزاب می فرماید: «اِنَّ اللهَ وَمَلائِكَتَهُ یَصَلُّونَ عَلَی النَّبی یا آیها الَّذینَ امَنُو صَّلوُا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسلیما»« همانا خداوند و فرشتگان اوبر پیامبر درود می فرستند ای اهل ایمان شما نیز بر او درود فرستید.»(26)معنای هفتم: ودر جایی صلوة را اوج گرفتن عقل به سوی خدا به حدی كه برای اوسجده كرده و شكرگزار او باشیم(27) معنی شده است.

5- مفهوم اقامه به عنوان حقیقت نماز
 

آنچه به دنبال یك بررسی حقیقت جویانه در همه آیاتی كه به موضوع نماز اختصاص دارد بیش از همه نظر خواننده كنجكاو را به خود معطوف داشته واورا به اندیشه وا می دارد این است كه در اكثر مواضع ، هر جا سخنی از نماز رفته ،امر به اقامه وگزاردن آن شده جزیكی دومورد كه موضوع شخصی بوده و مستقیماً به پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله مربوط می شده(28)ونه تنها صلاة به تنهایی در قرآن مورد ستایش نیست ، بلكه حتی از« مصلین» دربرابر« اقامه كنندگان نماز» نكوهش شده است. آنجا كه می فرماید: « فَوَیلٌ لِلْمُصَّلین اَلَّذینَ هُم عَن صَلاتِهِم ساهُون»« پس وای بر آن نمازگزاران كه دل از یاد خدا غافل دارند. (29)»ودر جای دیگردرمورد اعراب جاهلی فرموده است: « وماكان صلاتُهُم عندَ البَیْتِ الّا مكاءً وَتَصْدِیةً فذوقوا العذابَ بما كُنتُم تَكفُرون» «ونماز آنها در خانه كعبه جز صفیر وكف زدنی ( كه خلق خدا را از خانه او منع كنند ) چیز دیگری نیست پس بچشید طعم عذاب (خدا ) را به كیفر آنكه كافر شدید.(30) » در حقیقت هركجا لفظ« صلوة» هست به دنبال آن كلماتی از جنس اقامه همچنون « أقِم» و« أقیموا» ودیگر مشتقات آن همراه نماز می باشد واگر نبود به دنبال آن ، دوام ومحافظت(31) برنماز مورد تاكید قرار گرفته است.(32) حال برای آنكه معنا ومفهوم« اقامه» را بررسی نماییم ابتدا آنرا به صورت لغوی وسپس دراصطلاح فقها ، محدثین ، مفسرین وبزرگان بررسی كرده تا معلوم شود چرا همه ما مكلف به « اقامه نماز» هستیم نه به«قرائت آن ».

6-معنای« اقامه» درلغت واصطلاح
 

اقامه از ماده قیام به معنا ومفهوم دوام بخشیدن وادای حق هر چیز به تمام وكمال است و مقصود از اقامه برای نماز ، فراخواندن به‌آن می باشد. وگفته شده اقامه نماز یعنی تسویه وبرابری صف های جماعت وتتمیم وتكمیل آنها.(33)واقامه را به معنای بر پا داشتن هر برنامه ای وتعطیل نكردن آن دانسته اند به عنوان مثال هنگامی كه گفته می شود« اقام القوم سَوْقَهم» یعنی « مردم بازار خود را بر پا كردند و به خرید وفروش پرداخته وآنرا موقوف وتعطیل نكردند.»ومراد از آنرا« حق نماز را ادا كردن» یعنی اقامه نمازها و ادای فرایض دانسته اند به عنوان نمونه درباره كسی كه جیره غذایی سربازان را كه گفته می شود « فلانٌ یقیم ارزاقُ الجُند » یعنی او جیرة سپاهیان ( حق آنها ) را می دهد.» و در نظر دیگر منظور از آن را قیام نماز می دانند وچون قیام درنماز ، نخستین ركن از اركان نماز وكاری مداوم وادامه داراست ، درمیان سایر اعمال نماز ، توجه بیشتری به‌آن شده است.(34) در جای دیگر ،« اقامه نماز» ، راست گردانیدن ، محكم و استوار كردن ومراقبت بر‌آن معنا شده است.(35) ودیگر آنكه،« اقامه نماز» ازماده قیمومیت دادن گرفته شده ومعنی آن قیمومیت دادن محتوای نماز بر همه زندگی ، كارها ،اندیشه ، عمل وحركت مسلمانان می باشد ، قیمومیت بخشیدن به نماز بر همه زندگی ، حفاظت حقیقت ومحتوای آن در همه حالات ودوام بخشیدن به آن درهمه كارها وبرنامه هاست.(36)دركتب دیگر « یقیمون الصلوة» را « با تمام ركوعها و سجودها وحفظ مواقیتها و حدودها و صیانتها « مما یفسدها أوینقصها(37)تعبیر كرده اند تا این نكته را برساند كه« أنّ المقصودمن فِعْلِها توفیهُ حقوقِها وشرائطِها لا الاتیانُ بهیئتها(38)می باشد . مقام معظم رهبری - حضرت آیه الله خامنه ای – دام ظله العالی – فرموده اند: به نظر می رسد كه اقامه نماز ، چیزی فراتر از گزاردن نماز است ، یعنی فقط همین نیست كه كسی خود به عمل نماز قیام كند بلكه این نیز هست كه در جهت وسمت نماز [باید] به جهت وسمتی كه نماز به آن فرا می خواند به راه افتد و دیگران را نیز به راه اندازد .گویا بر پا داشتن نماز آن است كه انسان با كوششی بایسته ، جو و فضای زندگی خود و دیگران را جوی نماز گزارانه یعنی خدا جویانه وخدا پرستانه سازد و همه را در خط وجهت نماز به راه افكند(39) استاد شهید مرتضی مطهری (ره) نیز در این باره سخن رانده وفرموده اند:« به پا داشتن نماز آن است كه حق نماز ادا شود یعنی نماز به صورت یك پیكر بی روح انجام نگردد بلكه نمازی باشدكه واقعاً بنده رامتوجه‌خالق وآفریننده خویش‌‌سازد(40)»« نمازگزارند ، گویی كه در « اللّه » می نگرند وباوی راز و نیاز می كنند تصدیقاً لقوله –علیه السلام - « اُعبد الله كانك تراه ف‍ان لم تكن تراه فانّه یراك(41)» .... و لفظ اقامه را از آن جهت باز گرفت تا تنبیهی باشد مؤمنان را كه ثواب در معنی اقامت است نه درمجرد صورت نماز ، بزرگان دین از‌آنجا گفته اند كه نمازگزار فراوانند اما مقیمان نماز اندك ... و معنی اقامه در نماز ، روی دل خویش فراحق كردن و همگی خویش در نماز دادن وشرط راز داری به جای آوردن واز اندیشه ها وفكرتها برآسودن است(42) در واقع می توان در یك جمع بندی كلی گفت : اقامه نماز به معنای حقیقی كلمه ، تحقق بخشیدن به موارد زیر است :
1- رعایت آنچه در جسم وباطن نماز معتبر است ( مانند دقت در تحصیل طهارت ، شادابی وصحت وضو، پاكی بدن ولباس ومكان نماز وپاكی از آلودگی های زشت اخلاقی بوسیله توبه وپشیمانی ، چرا كه وضو ونظافت ظاهری باید همراه با صفا وظهارت قلبی وباطنی باشد).
2- رعایت آداب نماز ( مانند دقت درانجام واجبات و مستحبات نماز و ارائه صحیح اذكار آن به عنوان ساختار واركان نماز ).
3- اهتمام به نمازخواندن درمساجد ومشاهد شریفه و اماكن مقدس.
4- اهتمام به نماز جماعت.
5- دعوت اعضای خانواده به نماز .
6- دعوت دیگران به برپایی نماز(43)اقامه نماز اشاره به این است كه نه تنها خودشان ( مقیمین ) نماز می خوانند بلكه كاری می كنند كه رابطه محكم با پروردگار
همچنان و در همه جا بر پا باشد(44)
7- اهتمام به بقیه شرایط كمال نماز ومواظبت بر روح وحقیقت نماز(45).درواقع جان وروح نماز ، همانا روی كردن وتوجه كامل به سوی خدا ، با اخلاص كامل، روی دل را واقعاً به سوی اوداشتن و خودرا در پیشگاه با عظمت اودیدن وبا اوسخن گفتن واز اوخواستن واظهار فقر ونیاز در برابر ذات اقدس غنی وبی نیاز اونمودن ودرمقابل جلال وكبریائیش ، دردرون خویش احساس خوف وخشیت كردن ودرنتیجه با خضوع وخشوع بودن وخود را از هرچه جز اوست فارغ داشتن و از هر چه كه جز اوست روی گرداندن وبه التفات ننمودن وامید به اوداشتن واز هر چه جزاو امید را بریدن و ترس از مقام او، ازچیزها ومقامهای دیگر، هرچه وهرمقامی باشد ، نهراسیدن و در تمام این احوال اورا شاهد وحاضر وناظر دانستن می باشد(46)و معنای باطنی نماز هفت چیز است كه عبارتند از: 1- خلاص به معنی قصد قربت و خالی بودن از ریا ، 2- حضور قلب یعنی فارغ بودن دل از غیر آنچه به‌ آن مشغول است كه خشوع دل را به همراه دارد، 3- تفهم و این غیر از حضورقلب است زیرا ممكن است كسی حضور قلب داشته باشد ولی نداند الفاظی كه به زبان می راند به چه معناست، 4- تعظیم خدای تعالی 5- هیبت و آن ترسی است كه بر اثر اندیشه بر عظمت خداوند پدید آید ، 6- رجا ، امید داشتن به احسان ولطف خداوندی كه از هیبت او ترس به دل دارد ، 7- حیا وآن آگاهی بنده از تقصیر و یادآوری گناهان و شرم وحیا داشتن از خداوند می باشد.(47)آنچه گفته شد به نیكی این مطلب را می رساند كه نه تنها هدف غایی در تشریع نماز ، هرگز ، زمزمه كردن اذكار و اورادی خاص – بی توجه به معنای آنها – زیر لب و یا انجام حركات وتشریفاتی چند نبوده بلكه دریافت محتوای بس عمیق این اذكار و اوراد از یك سو وگسترش مفاهیم آن در سطوح زندگی ازسوی دیگر بیش از همه ، تشریع این حكم را ایجاب می نموده است(48)واقامه نماز ، سوای از پذیرش وانجام آن ،به عنوان فرمان الهی ، در حقیقت كوششی است درراه احیاء وابقاء فریضه نماز در میان مردم و تلاشی جاودانه درجهت شكل دادن روح و فلسفه نماز درزندگی فردی واجتماعی وزنده نگهداشتن فرهنگ مترقی آن در همه شئون زندگی است.(49)لذا نماز با این وصف است كه می تواند برای نمازگزار مفید ودارای آثاری بزرگ ونتایجی پی در پی باشد وانسانی به تمام معنا انسان بسازد.

نتیجه:
 

نماز درقرآن بیش از هر عبادتی تکرارشده به طوریکه بیش از 102مرتبه در مورد وجوب، احکام و آثار آن سخن به میان آمده و این نشانگردرجه اهمیت نماز می باشد.ریشه واژه فارسی نماز از لفظ پهلوی«نماک»گرفته شده و«نِم» به معنی «خم شدن و تعظیم کردن» است ونیز دارای معانی مختلفی چون خدمتکاری، پرستش وادای اطاعت ایزدتعالی و طهارت می باشدوریشه واژه عربی آن یعنی«صلوة»عبری است وتاپیش ازاسلام به معانی نیایش ودعابه کاررفته است و دراشتقاق معنوی آن اختلاف نظر وجود دارد و به معانی تبریک و تمجید، دعا، انعطاف پذیری، پیوستن، بزرگداشت، زیارت و رحمت استعمال شده است.در اکثر مواضع سخن از نماز، لفظ اقامه به کاررفته به جز مواردی که موضوع مربوط به شخصیت پیامبر- صلی الله علیه وآله- بوده ودومورددیگرنیز بردوام و محافظت برنماز تأکید شده است، و اقامه را می توان به معنای دوام بخشیدن، تتمیم و تکمیل نماز جماعت،حق نماز را اداکردن و...دانست و دراین باره جان و روح نماز را همانا توجه تام به خداو با اخلاص کامل خود را در پیشگاه باعظمت او دیدن و با خضوع و خشوع بودن ومعانی باطنی نماز یعنی حضورقلب و تفهیم و تعظیم و هیبت و رجاو حیاءرا رعایت نمودن است .بنابرآنچه گفته شدچنین نمازی اثرگذارو منتج خواهدبود.

پی‌نوشت‌ها:
 

1.محمدخزائلی ، احكام قرآن ، ص 338 .
2. حسن راشدی ، نماز شناسی ،ج 1 ، ص 65 .
3. علی اكبر دهخدا ، لغت نامه ، ج 14 ، ص 22731 .
4.محمدمعین ، فرهنگ فارسی ، ج 4 ، ص 3443 .
5.علی اكبر دهخدا ،ج 14،ص22731 .
6.حسن عمید ، فرهنگ فارسی ، ص 1179 و حسینعلی وكیلی ، فرهنگ فارسی ، ص 637 .
7. علی اكبر دهخدا ، همان
8. حسن عمید ، همان
9.علی اكبر دهخدا ، همان
10. حسن راشدی ، همان ، ص 67
11.علی اكبر دهخدا ، همان
12. علی اكبر دهخدا ،همان
13. محمد خزائلی ، همان ،ص 338
14. حج / 40 .
15. محمدخزائلی ،همان ، ص 339 .
16. جمعی از مولفین ،المعجم الوسیط ، ج 1 ، ص 522 ، ومحمدبندرریگی ، فرهنگ بندرریگی ، ج 2 ، ص 1257 .
17.حسن راشدی ، همان ، ص 75.
18. راغب اصفهانی ، مفردات الفاظ قرآن ، ص 293.
19. «صلی العصا بالنار وعلیها، عصا را بر آتش گردانید تابرای راست كردن نرم شود». خلیل جر ،فرهنگ لاروس ، ترجمه سید حمید طبیبیان ، ج 2 ، ص 1329 .
20. جواد ملكی تبریزی ، اسرار الصلوة ، ترجمه رضا رجب زاده ، ص 115 .
21. حسن راشدی ،همان ، ص 76 ،
22. جواد ملكی تبریزی ،همان.ص115
23. حسن را شدی ، همان، ص 75 .
24. جواد ملكی تبریزی ، همان ،ص115
25. حسن راشدی ،همان، ص75 ،ومیرزا جواد ملكی تبریزی همان ، ومحمدبندرریگی ، همان . ج2،ص1257
26.احزاب / 57 .
27. محمدبندرریگی ،همان .
28. فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانحَر» سوره كوثر ( 108 ) آیه 2.
29. ماعون / 4و5.
30. انفال / 35.
31. همچون سوره معارج (70) آیات 22 و23 وسوره مؤمنون (23) آیه 2.
32. محمد رضا رضوانطلب ، پرستش آگاهانه ، ص 76 .
33. سید ابراهیم سید علوی ، نماز در قرآن ، ص 20.
34. فضل ابن حسن طبرسی ، مجمع البیان ، علی كرمی ، ج 1 ، ص 100.
35. سید ابراهیم سید علوی ، همان.
36. محمد جواد شفیعیان ، همان ، ص 21 و 22.
37.«یعنی به تمام كردن ركوع وسجود ونیكو به جا آوردن آن وحفظ اوقات وحدود نماز وحفظ آن از آنچه نماز را فاسد یا ناقص می نماید.» سید عبداله شبر ، تفسیر القرآن الكریم ص 40 ومحمد باقر مجلسی ،بحار الانوار ، ج 82 ص 191 .
38. راغب اصفهانی ، همان ، ص 293. + مقصود از انجام آن دادن تمام حق و شرایط نماز است نه فقط آوردن هیأت و شكل آن .
39. سید علی خامنه ای ، از ژرفای نماز ، ص 15 .
40. مرتضی مطهری ،آشنایی با قرآن ،ج 1و2 ، ص 133 .
41. حدیث از امیرالمؤمنین – علیه السلام – می باشد .
42. رشید الدین میبدی ، كشف الاسرار ، ج 1 ، ص 34 و35 .
43. محمد وحیدی ، دانستنی های لازم از نماز ، ص 113.
44. عباس عزیزی ، سلامت روح ، ص 75.
45. محمدوحیدی ، همان .
46. علی آقا نجفی كاشانی ، برداشتی از نماز ، ص 23 .
47. با استفاده از : ملا احمدنراقی ، معراج السعاده ، ص 694 .
48. محمد جواد شفیعیان ، نماز عصیانی علیه شرك ، ص 17- 16 .
49. علاء الدین حجازی، فرهنگ نماز ، ص 154 .
 



 
 

 
احکام و استفتائات


 
آمار
   خوش آمدید
 
  آمار بازدید
  • بازدید امروز :

  وضعیت وبلاگ :
  • آی پی شما :

 

Theme Edited By: AMIR NOURI