تبلیغات
پایگاه نور نماز
 
منوی موضوعات

 
دسته بندی: آداب نماز ، اسرار نماز ، | امتیاز:
 


اجتماع و زندگی اجتماعی انسان اقتضای خلقت و طبع مدنی و اجتماعی اوست، به گونه ای که نه نوع انسان قادر به زندگی غیراجتماعی و بریده از دیگران است و نه شرع دستورات الهی به او اجازه چنین عملی می دهد. ساده ترین شکل اجتماع همنشینی، است که در تعالیم اسلامی به آن توجه شده است. پیامبر اکرم (ص) می فرماید:
« الوحده خیر من جلیس السوء و الجلیس الصالح خیر من الوحده؛ (1) تنهایی بهتر از همنشین بد است و همنشین نیکوکار بهتر از تنهایی است »
مسئله مهم در زندگی اجتماعی و ارتباط با دیگران مسئله رعایت آداب و رسول است، یعنی رعایت مسائلی که انجام دادن یا عدم آن ضروری و نشان عقل و شخصیت انسان به شمار می رود. به حکم عقل، رعایت آداب در ارتباط با دیگران به تناسب میزان اعتبار و جایگاه طرف مقابل، بسیار ضروری است و این مسئله در زندگی روزمره قابل درک است، مثلا در دیدار یک پادشاه و یا یک مسئول بلند پایه از لحاظ ظاهری و رفتاری، ادب لازم را رعایت می کنیم.

در شرع مقدس و احادیث، دو گونه ادب به نمازگزاران توصیه شده است که رعایت رشد و کمال انسانی و تأثیرگذاری نماز خواهد شد و عدم رعایت آن محرومیت از لطف الهی را به همراه خواهد داشت.
« بدان که از برای نماز غیر از این صورت، معنایی است و غیر از این ظاهر، باطنی است و چنانچه ظاهر را آدابی است که مراعات ننمودن آن ها موجب بطلان نماز صوری یا نقصان آن گردد، همین طور از برای باطن آدابی است قلبیه ی باطنیه که با مراعات ننمودن آن ها نماز معنوی را بطلان یا نقصان دست دهد، چنانچه با مراعات آن ها نماز دارای روح ملکوتی شود. »( 2)
آداب نماز دو گونه است: آداب ظاهری و آداب باطنی.
نماز هم مثل انسان دارای ظاهر و باطن است و انسانیت انسان بر اساس نماز و نماز انسان بر اساس انسانیت او محقق می گردد. امام خمینی درباره رابطه نماز با انسانیت انسانن می فرماید:
«... بالجمله از برای نماز مقامات و مراتبی است که در هر مرتبه ای که مصلی است، نمازش با مرتبه دیگر بسیار فرق دارد چنانچه مقامش با مقامات دیگر خیلی فرق دارد. پس مادامی که انسان، صورت انسان و انسان صوری است نماز او نیز نماز صوری است و فایده آن نماز، فقط صحت و اجزای صوری فقهی است... و اگر از مرتبه ظاهر به باطن و از صورت به معنی پی برد تا هر مرتبه ای که محقق شود نماز او نیز حقیقت پیدا می کند... .»
« پس مادامی که نماز انسان صورت نماز است و به مرتبه باطن و سر آن نرسیده، انسان متحقق نشده، انسان نیز صورت انسان است و به حقیقت آن محقق نگردیده، پس میزان در کمال انسانیت و حقیقت آن عروج به معراج حقیقی و صعود به اوج کمال و وصول به باب الله با مرقات نماز است. » (3)
در این قسمت مختصری از آداب عبادت و نماز از زبان امامان معصوم (ع) و نیز اهل نماز حقیقی، به خصوص امام خمینی (ره) بیان می شود:
امام خمینی در آداب عمومی عبادت، به ویژه نماز می فرمایند:

1- «یکی از آداب قلبیه در عبادت و وظایف باطنیه ی سالک طریق آخرت، توجه به عز ربوبیت و ذل عبودیت است. » (4)

« پس سالک الی الله را ضرور است که به مقام ذل خود پی برد و نصب العین او ذلت عبودیت و عزت ربوبیت باشد.» (5)
بنابراین نمازگزار باید به هنگام عبادت، ناچیزی و ضعیف بودن خود را در مقابل عظمت بی انتهای خالق خویش به یادآورد، تا از حجاب خودبینی بیرون آید: « تا انسان را نظر به خویشتن و کمال و جمال متوهم خود است، از جمال مطلق و کمال صرف، محجوب و مهجور است، و اول شرط سلوک الی الله خروج از این منزل است، بلکه میزان در ریاضت حق و باطل همین است. » (6)
حاصل این ادب در نماز، خشوع است: « یکی از اموری که برای سالک در جمیع عبادت خصوصا نماز که سرآمد همه ی عبادات است و مقام جامعیت دارد لازم است، خشوع است و حقیقت آن عبارت است از خضوع تام ممزوج با حب یا خوف. » (7) ( اگر قلب از قلوب شوقی باشد خضوع در عین حب اوست و ناشی از هیبت و عظمت و سطوت جمال حق است و اگر قلب خوفی باشد، خضوع او ناشی از ادراک عظمت و کبریا و جلال حق است. )

2- ادب طمأنینه

« و از آداب مهمه ی قلبیه عبادات، خصوصا عبادات ذکریه، طمأنینه است، و آن غیر از طمأنینه ای است که فقها «رضوان الله علیهم » در خصوص نماز اعتبار کرده اند، و آن عبارت است از آن شخص سالک عبادت را از روی سکونت قلب و اطمینان خاطر به جا آورد؛ زیرا که اگر عبادت را با حال اضطراب را با حال اضطراب قلب و تزلزل به جا آورد، قلب از آن عبادت منفعل نشود و آثاری از عبادت در ملکوت قلب حاصل نشود و حقیقت عبادت صورت باطنیه قلب نگردد. » (8)
« در اول امر که زبان قلب گویا نشده، سالک راه آخرت باید آن را تعلیم دهد و با طمأنینه و سکونت، ذکر را به آن القا کند، همین که زبان قلب باز شد، قلب، قبله لسان و سایر اعضا می شود. با ذکر، آن همه مملکت وجود انسانی ذاکر گردد. و اما اگر این ذکر شریف را بی سکونت قلب و طمأنینه آن و با عجله و اضطراب و اختلال حواس گفت، از آن در قلب اثری حاصل نشود و از حد زبان و گوش حیوانی ظاهری به باطن و سمع انسانی نرسد... » (9)

3-ادب محافظت عبادت از تصرف شیطان (اخلاص داشتن)

امام خمینی (ره) این ادب را از اصولی ترین و مهم ترین آداب قلبی دانسته و به آیه، « الذین هم علی صلواتهم یحافظون» استناد می کنند: « و خلوص از تصرف شیطان که مقدمه ی اخلاص است، به حقیقت حاصل نشود مگر آن که سالک در سلوکش خدا خواه شود و خودخواهی و خودپرستی را که منشأ تمام مفاسد و ام الامراض باطن است، زیر پا نهد. » (10)
« پس، بر سالک طریق آخرت لازم و حتم است که... با کمال دقت و تفتیش در حرکات و سکنات و طلب و مطلوب خود غور کند... و از حیله های نفس و شیطان غفلت نکند و از دام های نفس اماره و ابلیس غافل نشود، و جمیع حرکات و افعال سوء ظن کامل به خود داشته باشد و هیچ گاه آن را سرخود و رها نکند...» (11)

4- ادب نشاط و بهجت

« و دیگر از آداب قلبیه ی نماز و سایر عبادات که موجب نتایج نیکویی است، بلکه باعث فتح بعضی از ابواب و کشف بعضی از اسرار عبادت است، آن است که سالک جدیت کند که عبادت را از روی نشاط و بهجت قلب و فرح و انبساط خاطر به جا آورد و از کسالت وادبار نفس در وقت عبادت احتراز شدید کند. پس وقتی را که برای عبادت انتخاب می کند وقتی باشد که نفس را به عبادت اقبال است و دارای نشاط و تازگی است و خستگی و فتور ندارد؛ زیرا که اگر نفس را در اوقات کسالت وخستگی وادار به عبادت کند ممکن است آثار بدی به آن مترتب شود که از جمله ی آن ها آن است که انسان از عبادت منزجر شود...» (12)
امام خمینی (ره) با اشاره به احادیث ذیل، می فرمایند:
قال رسول الله (ص) یا علی، ان هذا الدین متین، فأوغل فیه برفق و لا تبغض الی نفسک عباده ربک؛ ای علی، این دین متین و استوار است، با رفق و مدارا در آن گام نه و پرستش پروردگارت را مبغوض خود نکن. » (13)
امام عسکری (ع) می فرمایند: اذا نشطت القلوب فاؤدعوها و اذا نفرت فودعوها؛ هنگامی که قلوب نشاط و بهجت دارند، به آن ها امانت بسپارید و وقتی که گریزان اند آن ها را واگذارید. » (14)
« و از این احادیث و احادیث دیگر استفاده ی ادب دیگر شود که آن نیز از مهمات باب ریاضت است، و آن عبارت از مراعات است و آن چنان است که سالک در هر مرتبه، که هست، چه در ریاضات و مجاهدات علمیه یا نفسانیه یا عملیه، مراعات حال خود را بکند و با رفق و مدارا با نفس رفتار نماید و زاید بر طاقت و حالت خود تحمیل آن نکند، خصوصا برای جوانها و تازه کارها این مطلب از مهمات است...» (15)

5- ادب تفهیم

« یک از آداب قلبیه ی عبادات، خصوصا عبادات ذکریه تفهیم است، و آن چنان است که انسان قلب خود را در ابتدای امر چون طفلی پندارد که زبان باز نکرده و آن را می خواهد تعلیم دهد. » (16)

6- ادب حضور قلب

« یکی از مهمات آداب قلبیه که شاید کثیری از آداب، مقدمه ی آن باشد و عبادت را بدون آن روح و روانی نیست...و در احادیث شریفه از کمتر چیزی این قدر ذکر شده و به کمتر ادبی این قدر اهمیت داده شده، حضور قلب است. » (17)
در احادیث و آیات قرآن ادب حضور قلب، مهم ترین ادبی است که درباره ی آن مطالب فراوانی آمده است و حقیقت نماز با توجه به این ادب محقق می شود و تأثیر نماز نیز که منع از فحشا و منکر است و اختلاف درجه ی نمازها به همین ادب است. حضور قلب به معنای حاضر بودن جان و روح و قلب انسان همراه با حرکات و ذکر نماز است که در روایات بیشتر به اقبال قلب از آن تعبیر شده است. (تفصیل بیشتر این مطلب مطابق روایت های ائمه (ع) در بخش دوم آمده است و در اینجا بیشتر درباره ی چگونگی کسب حضور قلب مطالبی آورده می شود). امام خمینی ضمن اشاره به موانع حضور قلب و راه علاج آن ها، می فرمایند:
« پس ای عزیز، اگر ایمان به آنچه ذکر شد که گفته ی انبیاء علیهم السلام است، آوردی و خود را برای تحصیل سعادت و سفرآخرت مهیا نمودی و لازم دانستی حضور قلب را نمایی و خارهای طریق را از سر راه سلوک ریشه کن کنی و پس از آن اقدام به خود آن کنی. » (18)

موانع حضور قلب

« اما موانع حضور قلب در عبادات، تشتت خاطر و کثرت و ارادت قلبیه است. » (19) بنابر نظر امام خمینی (ره) این پراکندگی خاطر و حواس انسان ناشی از دو عامل (خارجی و داخلی) است:
1- عامل خارجی، اغلب از راه حواس ظاهر پنج گانه انسان بر تمرکز خاطر تأثیر می گذارد، مثلا گوش انسان در حالت عبادت بشنود و توجه به آن منشأ تخیل و افکار در مورد آن گردد و همین طور از طریق چشم و... در مورد راه علاج این مشکل، گروهی گفته اند که بهتر است انسان در خانه ی تاریکی یا محل خلوت نماز بخواند، یا در نماز چشم خود را ببندد و در مواضعی که جلب نظر می کند نماز نخواند.
امام خمینی (ره) به رفع ظاهری اکتفا نکرده اند، بلکه معتقدند که باید منشأ افکار و خیال کنترل شود که همان کنترل قوه ی خیال و وهم است: « ولی معلوم است این، رفع مانع نکند و قطع ماده ننماید؛ زیرا که عمده تصرف خیال است که با منشأ جزئی کار خود را انجام می دهد، بلکه گاه شود که در خانه ی تاریک و کوچک و تنها، تصرف واهمه و خیال بیشتر شود... پس قلع ماده ی کلی به اصلاح خیال و وهم است... » (20)
2- عامل داخلی یا باطنی؛ گاهی تشتت خاطر و مانع حضور قلب، از امور باطنی است که دو منشأ دارد: یکی هرزه گری و فرار بودن طایر خیال است؛ زیرا که خیال قوه ای است بسیار فرار که دائما از شاخه ای به شاخه ای آویزد... و این مربوط به حب دنیا و توجه به امور دنیه و مال و منال دنیوی نیست، بلکه فرار بودن خیال خود مصیبتی است که تارک دنیا نیز به آن مبتلا است...
« منشأ دیگر، حب دنیا و تعلق خاطر به حیثیات دنیوی است که رأس خطیئات و ام الامراض باطنه است که خار طریق اهل سلوک و سرچشمه ی مصیبات است...» (21)

راه علاج

امام خمینی (ره) در علاج این دو مانع باطنی، یعنی هرزه گری خیال و حب دنیا راه هایی معرفی می کند:
« بدان که هر یک از قوای ظاهره و باطنه ی نفس قابل تعلیم و تربیت است با ارتباض مخصوص؛ مثلا چشم انسان قادر نیست که به یک نقطه معینه یا در نور شدید، مثل نور عین شمس، مدتی طولانی نگاه کند بدون به هم خوردن پلکهای آن، ولی اگر انسان چشم را تربیت کند چنانچه بعضی از اصحاب ریاضیات باطنه برای مقاصدی عمل می کنند، ممکن است چند ساعت متمادی در قرص آفتاب نظر را بدوزد بدون آن که چشم به هم بخورد یا خستگی پیدا کند... و از قوایی که قابل تربیت است قوه ی خیال و قوه ی واهمه است... و طریق عمده ی رام نمودن آن عمل به خلاف است و آن چنان است که انسان در وقت نماز خود را مهیا کند که حفظ خیال در نماز کند و آن را حبس در عمل نماید و به مجرد این که بخواهداز چنگ انسان فرار کند، آن ر ا استرجاع نماید... و این در اول امر کاری صعب به نظر می آید، ولی پس از مدتی عمل و دقت و علاج حتما رام می شود...» (22)
در علاج حب دنیا نیز می فرماید:
« علاج این مرض مهلک و فساد خانمان سوز با علم و عمل نافع است، اما علم نافع برای این مرض، تفکر در ثمرات و نتایج آن و مقایسه کردن بین آن ها و مضار و مهالک حاصله از آن است.» (23)
« و چون معلوم شد که حب دنیا مبدأ و منشأ تمام مفاسد است، بر انسان عاقل علاقمند به سعادت خود لازم است این درخت را از دل ریشه کن کند و طریق علاج عملی آن است که معامله به ضد کند: پس اگر به مال ومنال علاقه دارد، با بسط ید و صدقات واجبه و مستحبه ریشه آن را از دل بکند... و اگر علاقه به فخر و تقدم و ریاست و استطاعت دارد، اعمال ضد آن را بکند و دماغ نفس اماره را به خاک بمالد و اصلاح شود. » (24)
« پس عزم خود را قوی کن و اراده ی خویش را محکم نما که اول شرط سلوک عزم است و بدون آن راهی نتوان پیمود و به کمالی نتوان رسید. » (25)

مراتب حضور قلب:

امام خمینی (ره) برای حضور قلب مراتبی را ذکر می کنند:
« اول مرتبه حضور قلب در عبادات، حضور قلب در عبادت است اجمالا، و آن از برای همه کس میسور است و آن چنان است که انسان به قلب خود بفهماند که باب عبادت باب ثنای معبود است. »
« مثل طفلی که شعری را در مدح کسی بخواند و اجمالا بداند که دارد مدح می کند، اگر چه معنی جملات را نداند. مرتبه ی دوم از حضور، حضور قلب در عبادت است تفصیلا، و آن چنان است که قلب عابد در جمیع عبادات حاضر باشد و بداند که حق را به چه توصیف می کند و چطور مناجات می کند، و از برای آن مراتب و مقدماتی است بسیار متفاوت...پس یک طایفه هستند که از نماز و سایر عبادات جز صورت و قشر و هیئت ملکی آن چیزی نمی دانند، ولی مفاهیم عرفیه اذکار و ادعیه و قرائت را می فهمند... و طایفه دیگر آنان اند که حقایق عبادات و اذکار را می فهمند به قدم عقلی و فکری...و این طایفه حضور قلبشان در عبادت آن است که تفصیلا قلبشان در ذکر این حقایق و... حاضر باشد و بفهمند چه می کنند و چطور ثنا و حمد حق می گویند.
« و طایفه دیگر آنان اند که حقایقی را که با قدم فکری و عقلی ادارک کرده اند، با قلم عقلی به لوح قلب رسانند و قلب آن ها نیز به آن حقایق آشنا شده و ایمان آورده؛ زیرا که مرتبه ی ایمان قلبی با ادراک عقلی بسیار فرق دارد...
و طایفه دیگر آنان اند که علاوه بر آن که این حقایق را به قلب رسانده و به مقام کمال اطمینان رسیدند، با مجاهدات و ریاضیات به مرتبه ی کشف و شهود رسیده و حقایق را با چشم ملکوتی و بصیرت الهیه به مشاهده ی حضوریه و حضور عینی دریابند. » (26)
سومین مرتبه حضور قلب، حضور قلب در معبود است که خود دارای مراتبی است:
«بالجمله مرتبه ی اول حضور قلب در معبود آن است که با علم برهانی عالم را محضر ربوبیت بداند و عبادت خود و جمیع حرکات باطن و ظاهر خود را عین حضور و نفس خود بداند...
« مرتبه ی دوم از حضور قلب در تجلی فعلی، مرتبه ی ایمان و اطمینان است که از تذکر حبیب در سر و علن و مناجات با ذات اقدس و خلوت با او حاصل گردد...
« پس قلب لذت حضور را دریابد و لذت فیض حضور، او را از عبادت غافل کند. سپس از خود و عبادت محجوب شود و از عالم فانی گردد و به تجلی فعلی مشغول شود و این حال که در حد تمکین رسید و از تلوین خارج شد کم کم نمونه ی تجلیات اسمائیه از قلب سالک بروز کند که مرتبه دیگر از حضور قلب در معبود است (مرتبه سوم) » (27)

آداب اقامه نماز در احادیث:

بعد از تاکید ائمه (ع) بر اهمیت نماز و امر و نهی درباره ی آن، به آدابی که برای اقامه ی این فریضه ی الهی بیان نموده اند اشاره می شود:

ادب قیام

- امام صادق (ع) می فرماید: « اذا استقبلت القبله فانس الدنیا وما فیها و الخلق و ما هم فیه... اذکر و قوفک بین یدیه یوم تبلو کل نفس ما اسلفت؛ (28)
هنگامی که مقابل قبله ایستادی پس دنیا و آنچه که در آن است و خلق و آنچه که به آن مشغول اند، را فراموش کن و یادآور ایستادنت را در مقابل او (پروردگار)؛ روزی که هرکس هر چه پیش فرستاده است اشکار ببیند. »
همچنین می فرمایند:
« اذا صلیت صلوه فریضه فصلها لوقتها صلاه مودع یخاف آن لا یعود الیها ابدا؛ (29)
هنگامی که نماز واجبی بگزاری پس آن را در وقتش به جا آور، همانند وداع کننده ی با نماز که می ترسد که دیگر هیچ گاه به او باز نگردد.
و در آداب تکبیر می فرماید:
« اذا کبرت، فاستصغر ما بین العلا و الثری دون کبریائه...؛ (30)
چون تکبیر گفتی، کوچک شمار در محضر کبریای آن ذات مقدس بین عرش تا فرش را؛ زیرا که خداوند تعالی اگر بنده ای را ببیند که تکبیر گوید ولی در قلبش اشکالی است؛ یعنی آنچه به زبان آروده، قلب موافقت نکند، فرماید: « ای دروغگو، با من خدعه می کنی ؟ به عزت و جلالم قسم که از شیرینی ذکر خود تو را محروم می کنم و از قرب خود تو را محجوب نمایم و از سرور مناجات خویش، تو را محتجب کنم. »
در مورد ادب رکوع می فرماید:
«... فارکع رکوع خاضع لله بقلبه، متذلل و جل تحت سلطانه، خافض له بجوارحه خفض خائف حزن علی ما یفوته من فائده الراکعین؛ (31)
رکوع کن، رکوع کسی کد با قلبش برای خداوند خضوع کند. و (رکوع کسی که) ذلیل و ترسان [ داخل در] سلطنت او شود و با اعضایش برای او فروتنی نماید، فروتنی فرد نگران و غمزده بر از دست رفتن فایده های رکوع کنندگان.»
در ادب سجود هم می فرماید:
« فاسجد سجود متواضع لله ذلیل، علم انه خلق من تراب یطأه الخلق و انه اتخذک من نطفه یستقذرها کل احد، و کون ما لم یکن؛ (32)
پس سجده کن، سجده تواضع کننده ذلیل برای خداوند، این که بداند او از خاکی خلق شده است که پامال مردم است، و او (خدا) از نطفه ای که هر کسی از آن بی زار است تو را پدید آورده و او آنچه را که نبود هستی داد.

تاویل نماز از زبان امام علی (ع)

در کتاب بحارالانوار درباره ی تأویل نماز روایتی از امام علی (ع) نقل شده است:
جابربن عبدالله انصاری گوید: با امام علی (ع) بودم که مردی را دید که به نماز ایستاده بود، پس به او فرمود: ای مرد آیا تأویل نماز را می دانی؟
مرد گفت: ای مولای من آیا برای نماز غیر از عبادت تأویلی هست؟
فرمود: بله، قسم به کسی که محمد (ص) را به نبوت برانگیخت، و نبی خود را به کاری برانگیخته نکرد مگر اینکه آن کار را، تشابه (متشابه) و تأویل و تنزیلی است و تمام آن ها به تعبد و بندگی دلالت دارند. مرد گفت: مرا تعلیم فرما که آن تأویل چیست؟
فرمود: تأویل تکبیر اول برای احرام بستن تو آن است که هنگامی که «الله اکبر» گفتی، به قلب خود خطور دهی که خدا برتر است از این که به قیام و قعود (برخاستن و نشستن) متصف گردد؛
و در تکبیر دوم (به قلبت خطور دهی) که خدا برتر است از اینکه به حرکت و جمود (توقف) وصف شود؛
و در تکبیر سوم، از این که خدا به جسم یا به دلیل شباهت داشتن به چیزی قیاس شود، برتر است؛
و در تکبیر چهارم به قلب خود خطور دهی که او برتر است از این که چیزی بر او عارض شود، یا مرضی او را ناراحت کند ؛
و در تکبیر پنجم خطور دهی که خدا برتر است از این که به جوهر و عرض وصف شود، یا آن که در چیزی حلول کند و یا چیزی در او حلول نماید.
و در تکبیر ششم به قلب خود خطور دهی که خدا برتر است از زوال و انتقال (تبدیل حال) که بر پدیده ها جایز است؛
ودر تکبیر هفتم آن که خدا برتر است از اینکه حواس پنج گانه او را دریابد.
پس تأویل کشیدن گردن در رکوع، آن است که در عمق جانت به خاطر آوری که به تو ایمان آوردم حتی اگر گردن مرا بزنی، سپس سربرداشتن از رکوع، هنگامی که می گویی: « سمع الله لمن حمده الحمدلله رب العالمین » تأویلش آن است که (تو کسی هستی که) مرا از عدم به عالم وجود آوری، و تأویل سجده اول آن است که در حالی که در سجده هستی به خاطر آوری که مرا از خاک آفریدی و سربرداشتن تأویلش آن است که مرا از آن بیرون می آوری؛
و سجده ی دوم یعنی، و به آن مرا برمی گردانی و در سر برداشتن، به قلب خود خطور می دهی که مرا بار دیگر از آن خارج می کنی.
و تأویل نشستن برطرف راست خود (در حالت تورک) آن است که به قلبت خطور دهی که پروردگارا، من حق را بر پا داشتم و باطل را کنار زدم، (چون در حالت تورک پای راست بر چپ نهاده می شود و این به معنای اقامه ی حق و سرکوب باطل است)
و تأویل تشهد، تجدید ایمان و برگشت به اسلام و اعتراف به برانگیخته شدن بعد از مرگ است؛ و تأویل خواندن تحیات، تمجید از پروردگار سبحان و تعظیم و منزه کردن او از آن چیزهایی است که ظالمان می گویند و ملحدان وصفش می کنند، و تأویل «السلام علیکم و رحمه الله و برکاته» ترحمی است از پروردگار سبحان و معنایش آن است که: این امانی برای شما از عذاب روز قیامت است.
سپس امیرالمومنین (ع) فرمود: « هر کس این گونه تأویل نمازش را نداند، پس نمازش ناقص است.» (33)

پی نوشت:

1. نهج الفصاحه، ص 643.
2. آداب الصلوه، ص 2.
3. امام خمینی، اسرار نماز یا معراج السالکین و صلوه العارفین، ص 7.
4. آداب الصلاه، ص 7.
5. همان، ص 9.
6. همان، ص 8.
7. آداب الصلوه، ص 13.
8. همان، ص 16.
9. همان ، ص 17.
10. آداب الصلوه، ص 20.
11. همان، ص 21.
12. آداب الصلوه، ص 23.
13. همان، ص 26.
14. همان، ص 25.
15. همان، ص 25.
16. همان، ص 28.
17. همان، ص 31.
18. آداب الصلوه، ص 42.
19. همان، ص 42.
20. همان، ص 42-43.
21. آداب الصلوه، ص 43.
22. همان، ص 43-44.
23. همان، ص 50.
24. آداب الصلوه، ص 50-51.
25. آداب الصلوه، ص 52.
26. اسرار نماز ( یا معراج السالکین و صلوه العارفین )، امام خمینی، ص 19-22.
27. اسرار نماز، امام خمینی، ص 25-24.
28. بحارالانوار، ج 81، ص 369 به نقل از مصباح الشریعه.
29. همان، ج 80، ص 10.
30. همان، ج 81، ص 369.
31. بحارالانوار، ج 82، ص 533.
32. همان، ص 549.
33. بحارالانوار، ج 81، ص 385-384 - باب آداب الصلوه ( ترجمه ).

منبع: بهشت وصال

 
 

 
احکام و استفتائات


 
آمار
   خوش آمدید
 
  آمار بازدید
  • بازدید امروز :

  وضعیت وبلاگ :
  • آی پی شما :

 

Theme Edited By: AMIR NOURI